![]() |
![]() |
|
|
زندگي هنگامه ي فرياد هاست...سر گذشت در گذشت يادهاست من آنم که هم اکنون هستم ، نه آنکه باید باشم. آنکه باید باشم کسی است که نیست.
خوب بودن از زیبا بودن گاه زیباتر است و خوب بودن در حد بسیار متعالی و بلندش با زیبایی بلند و عالی یکی میشود.
سرنوشت کار خودش را می کند و ما ابزار ناآگاه اوئیم.
ایمان بی عشق اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان اسارت در خود. ایمان بی عشق تعصبی کور است و عشق بی ایمان کوری متعصب.
عشق بیتابی یک روح تشنه ، نیازمند و نیمه تمام و مجهول و تنها و بیگانه برای یافتن خویشاوندش ، آشنایش ، همجنسش ، نیمه دیگرش ، چشمه گوارایش ، وطنش و ... عشق راستین ترین و متعالی ترین احساس و نیاز انسان است اما معشوق ؟ دروغین است ، دلهایی که عشق می آفرینند و بزرگ و پرشکوه کم نیست اما روحهایی که معشوق باشند هیچ نیست و این بسیار قابل تامل است : چرا عشق راست و معشوق دروغ است ؟
من از تو عشق را گدائی نمی کنم ، اگر نخواهی هرگز نخواهم خواست!
چه پست و زبونند روحهایی که چشم به گذشت و فداکاری دیگران دارند ، این کثیف ترین نوع گدائی ست.
زندگی جستجوی نیمه هاست در پی نیمه ها.
خدایا چگونه زیستن را یاد بده ، چگونه مردن را خود خواهم آموخت.
دکتر علی شریعتی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 10:22 توسط هيچكس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
عشق بلندتر از آن است که
زیر کوتاه نگاهی عتاب آور پا مالش کنی عشق حقیقی تر از آن است که پشت ابری حیاهای ناراستین پنهانش کنی عشق یتیم تر از آن است که به دست رودخانه روزگارش بسپاری |
| پیوندهای روزانه |
|
وروددخترپسراي بي جنبه ممنوع سلام اي دوست آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 آبان 1385 شهریور 1385 خرداد 1385 فروردین 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
عشقولانه طنز دست نوشته من عمومی شعر خواندنی |
| پیوندها |
|
نشریه بوق |
|
RSS
|