![]() |
![]() |
|
|
برای تو می نویسم ای عشق گم شده ام نمی دانم که هستی وکی می توانم صدای تپش قلبم را برای با تو بودن بشنوم ولی تنهای هم پارهای از با تو بودن است، راستی در فراغ کسی که اصلا نمی دانی چه کسی هست، بودن احمقانه است ولی شیرین فقط این را میدانم با نجوای رب النوع می توان به عشق حقیقی رسید پس در این روز مقدس هدیه خویش را که یک دنیا محبت است روانه تو می کنم خدای من امیدوارم که جام وجودم را زا جرعه ای آشنایت لبریز کنی همین بس... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 11:43 توسط هيچكس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
عشق بلندتر از آن است که
زیر کوتاه نگاهی عتاب آور پا مالش کنی عشق حقیقی تر از آن است که پشت ابری حیاهای ناراستین پنهانش کنی عشق یتیم تر از آن است که به دست رودخانه روزگارش بسپاری |
| پیوندهای روزانه |
|
وروددخترپسراي بي جنبه ممنوع سلام اي دوست آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 آبان 1385 شهریور 1385 خرداد 1385 فروردین 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
عشقولانه طنز دست نوشته من عمومی شعر خواندنی |
| پیوندها |
|
نشریه بوق |
|
RSS
|